فرمول تولید یک رمان عامه پسند ایرانی، یا چگونه با صرف فقط چند هفته و بدون سوازندن ذره ای فسفر یک رمان زرد پرفروش بنویسیم؟
مواد لازم:
دختر بسیار بسیار زیبا و بسیار بسیار پولدار – یک عدد
پسر بسیار بسیار جذاب و بسیار بسیار پولدار – یک عدد
خواستگارهای درجه 1 (برای دختر) – به مقدار لازم (حداقل 5 تا)
عشاق بی بند و بار و فرصت طلب (برای پسر) – به مقدار لازم (2 تا هم کافی ست)
عشق، اشک، آه و ناله،خیانت، نامردی، مرگ و میر، دل های شکسته، کادوهای گران قیمت – هر چه بیش تر بهتر
نکته: اسامی باکلاس (ترجیحا ایرانی اصیل) فراموش نشود.
این مواد را با هم مخلوط کنید (احیانا اگر از دستور پخت رمان های سابق هم تقلب کردید مساله ای نیست). آن قدر هم بزنید تا حداقل به 450 الی 500 صفحه برسد. در هر فصل حداقل چند صفحه را به توصیف زیبایی های شخصیت های اصلی داستان اختصاص دهید. دستنوشته ی خود را به انتشارات ببرید. اطمینان حاصل کنید که قیمت کتاب کم تر از 7500 تومان تعیین نشود.
تبریک می گویم: شما موفق به نوشتن یک رمان عامه پسند ایرانی شده اید!
پ.ن: من پشت دستمو داغ کردم که دیگه یه رمان زرد ایرانی رو حتی ورق بزنم!
Mehr Said:
on دسامبر 26, 2010 at 10:02 ق.ظ.
ياد رمان هاي نسرين ثامني و فهيمه رحيمي افتادم كه در دوران جاهليت مي خوندم!!!
eloool Said:
on دسامبر 30, 2010 at 9:05 ق.ظ.
لفظ جاهلیت کاملا مناسبه!!!
زینب Said:
on دسامبر 27, 2010 at 8:21 ق.ظ.
بسی لذت بردیم، مخصوصا در این شرایط که داریم به سوتی های فائزه می خندیم D:
mahsa Said:
on دسامبر 28, 2010 at 6:57 ق.ظ.
سلام
درود بر تو. همین . فقط همین. فکر کنم همه منظورمو می رسونه…
وقت کردی و دوست داشتی یه سر به ایستگاه بزن. حرف هایی از سر درد دارم.
شاد باشی
خدانگهدار
ali Said:
on دسامبر 28, 2010 at 8:51 ب.ظ.
سلام
چه عجب شما یه مطلب گذاشتی که سوزناک نبود!!
نه!مثله اینکه دارم بهت امیدوار میشم
eloool Said:
on دسامبر 30, 2010 at 9:05 ق.ظ.
آره می بینی؟ دارم پیش رفت می کنم!!!:-)
mahsa Said:
on ژانویه 2, 2011 at 6:11 ق.ظ.
سلام
اگر خواستید خزعولات یک دختر 19 ساله را بشنوید به ایستگاه سری بزنید
شاد باشید
خدانگهدار
غزال ِ Said:
on ژانویه 3, 2011 at 9:49 ق.ظ.
یادش بخیر
راسنم می گی چه دورانی داشتیم هاااا چه کتابایی می خوندیم ار مودب پور
مهسا Said:
on ژانویه 11, 2011 at 4:51 ق.ظ.
سلام
تازه داری یاد می گیری مث یه دوست خوب حرف بزنی و قدر آدم رو بدونی. می بینم که از واژه های محبت آمیز هم استفاده می کنی. «عزیزم»!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
خوش بگذرون تو فرجه ها (هاهاها)
شاد باشی
خدانگهدار
eloool Said:
on ژانویه 12, 2011 at 10:50 ق.ظ.
من از اولشم دوست خوبی بودم بعضیا لیاقت نداشتن مثه دوست خوب باهاشون رفتار بشه! (هاهاها!)
از اون جا که فرجه کلا واسه تفریحه من واقعا بهم خوش گذشت، می دونی!!!
روژین Said:
on ژانویه 11, 2011 at 6:02 ق.ظ.
بسیارتا باهات موافقم تو تموم ِ رمانا وضع همینیه که گفتی !
مهسا Said:
on ژانویه 12, 2011 at 5:41 ب.ظ.
سلام
با «ظن من…»در خدمتم
سر بزنی خوشحال می شم.یا 3 ،4 تا نظر بذار آمارم بره بالا.
هاهاها
شاد باشی
خدانگهدار
mahsa Said:
on ژانویه 19, 2011 at 11:31 ق.ظ.
سلام خر خون…
شمردم، این پنجمین نظریه که من واسه این پست گذاشتم!!! فکر کن…
این چه وبلاگیه بابا؟ درشو تخته کن…باید هم اسم بنویسی،هم ایمیل،هم اسم وبلاگ…هیچ وقت هم که نمی شناسدت.بعدش هم باید حروف رو فارسی کنی و پیام بدی. شکلک هم که نداره آدم رو شاد کنه.اه!
با «نکته اخلاقی» در خدمتم
شاد باشی
خدانگهدار
eloool Said:
on ژانویه 20, 2011 at 10:17 ق.ظ.
می خوای بگی فقط تویی که کامنت می ذاری؟!
سعی کن خودتو سنگین بگیری هر پستی که می ذاری همه عالم و آدمو باخبر نکنی! والا!
غزال بگفت Said:
on ژانویه 25, 2011 at 3:57 ب.ظ.
آهای الیی خانممم
در به درتیم
منو ادد کن تو یاهو بابا
هانيه Said:
on ژانویه 28, 2011 at 4:37 ب.ظ.
حرف دلمو زدي!
الته فيلم سينمايي هامون هم دست كمي از اين فرمول نداره ها!
audrey Said:
on فوریه 1, 2011 at 5:26 ب.ظ.
همه ی ادما فرصت بزرگ شدن و دارن و موقعیتش پیش میاد کافی که کشفش کنن تا دیر نشده….